|
مــیــ خواهــمــ کمــ نــور بمــانــــمـــ . . . |
|
|
دوباره مثل چی جلوت سبز شد !
تو خیابون دارم راه خودم رو می رم که میاد ! _سلام ... تنها کلمه ای که اول از همه قبل از اینکه فکر کنی رو زبانت جاری می شه ! و بهد هم مخلفات کذایی همراهش ...!! من واسه اینجا بودن نیومدم ... قرار یه چیز دیگه بود ... بازم باد و سوز و سرما ! بی خیالش ....! با یک لبخند نمکی به راهت ادامه می دی ... اوهوم ... _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ عشق و عشق بازی چیه بابا ! من تو خودم هم موندم!
+
تاريخ ساعت 21:1 نويسنده ♥خورشىد(سها)♥
موقعی اومد که نباید می اومد !
حالا دوباره تکرار همه چی مثل خوره می افته به جونت ! بدون اون راحت بودی ... داشتی فراموشش می کردی .... اما خوب میاد و کاسه کوزت رو می ریزه به هم ! دلم پره ه ه !!! خالی بندیه اگه بگم از عالمو آدم ! واسه همین هم می گم از خودم !! من فک کنم خیلی بی اراده شدم ! هه ! _ _ _ _ _ _ _ _ دلم خواست بنویسم ! ببین و بگذر !
+
تاريخ ساعت 21:39 نويسنده ♥خورشىد(سها)♥
|
|